X
تبلیغات
abasalt - دلنوشته دانش آموزان به شهدای روحانی
دلنوشته دانش آموزان

 

ادبيات شهادت

·         اي شهيدان روحاني، اي گل هاي دشت لاله زار، اي بنفشه هاي گلستان، اي شکوفه هاي درختان بهاري ما همچنان با ياري خدا در حد توان خود در راه شما قدم مي گذاريم تا راهتان بي ثمر نباشد هرچند که شما نزد پروردگار زنده هستيد و روزي مي گيريد.

·         شهيد قلب تاريخ است پس بيايد تاريخمان را هميشه زنده نگه داريم تا صداي تپش قلبش نوازشگر روح خسته مان شود و اي کاش هرگز نيايد روزي که شهيدان ما ديروزي شود کاش هرگز نيايد روزي که تنها قاب هاي خاک گرفته چوبيني آويزان به ميخ زنگ خورده اي از شهيدان ما باقي بماند که هر آن منتظر بر زمين افتادنش باشيم .

·         اي شهيد والامقام : تو سوگند خوردي که سلاح مجاهدان في سبيل الله وشهداي عاشق دين وديانت را بر زمين نگذاري سلاح آنان ژ-3 و کلاشبنکف و تير بار و تانک وتوپ تنها نبود بلکه در دست هرمجاهد قرآني بود وعمل به آن وتوجه مخلصانه و عاشقانه به اين سوگند جانه عمل پوشانيدي.

·         شهيدان عزيز آن هنگام که لباس رزم و عزم را با هم بر تن کرديد بزم جاودانه را که غذاي روحتان بود به جان خود هديه کرديد و ملائک را به شهود جان فشانيتان گرفتيد و آرامش را نه هم رزمانتان ارزاني داشتيد مردمک چشم مادرانتان در ميان حلقه هاي اشک عميق شد و پينه هاي دستان پدرانتان لطيف.

·         سلام به شما روحانيون شهيد که در لباس پيامبر الگو وار راه ائمه را ادامه داديد نوشتن براي کساني که خود را فدا کردند و ديگران مدوهوش آنان گشته اند بسي سخت و دشواراست اما براي دل دردمندان وآرزومندان آبلي اسب بر روي آتش

·         جانبازان وشهيدان روحاني با عزمي راسخ در سنگرهاي جبهه درس مقاومب ايثار وشهادب طلبي عاشقانه را با افتخار به همه نشان دادند بر ماست که نگذاريم با فراموشي اين لاله هاي سرو قامت در دنيا و آخرت مديون آنها باشيم

·         اي شهيدان روحاني اي قامت بلند ديانت، رداي زيباي ، زيبنده تان باد مي خواستم ، براي تان آب وضو مهيا نمايم ، ديدم که با خون وضو ساخته ايد ، مي خواستم براي تان اذان بگويم ، ديدم که شما بر مناره هاي بلند شهادت ، اذان عشق سر داده ايد ، ميخواستم پيش پايتان سجاده بيفکنم ، ديدم که همه سنگرها وخاکريزهاي جبهه را سجاده خويش ساخته ايد.

·         سلام به 32 شهيد روحاني ازشهيدان انقلاب آنان که هاله اي از نور حقند وپاکي و خالصي به سوي جلوه نور پرکشيدند.

·         شهيدان روحاني که در زندگي با عزت خود راهنماي مردم وبا شهادت با عظمت خود روشني بخش راههاي تاريک براي اين مردم هستند .

·         اي روحاني شهيد دستانم صميمانه تر از هميشه به دعايت بلند شده اند ، آن ها هيچ گاه گمان نمي کردند که تو در سنگر ايثار براي کساني که از ترس دشمنان وجبهه به مقاومت نمي پردازند ، آنقدر بدرخشي که شهادت را در آغوش بگيري اما مي دانم که فراموشي لاله ها و دشت شقايق تصادف سرنوشت نيست بلکه تاريکي وحشتناک خيالي است پس تو ما را شفيع باش که بخشش از بزرگان است .

·           اي زمينيان آسماني آن روز که بوي تعفن پهلوي همه فضا را فرا گرفته بود وشما را آزار مي داد گلستان حوزه علميه را نيکو مکاني براي رهايي از فضاي آتشين نمروديان زمان يافتيد وبا پوشيدن لباش زيباي بندگي (لباس طلبگي ) جهاد اکبر خويش را آغاز کرديد. روزها مي گذشتند و شما همچنان در کسب علم و معرفت کوشا بوديد و در مساجد، اين خانه هاي خدا روشني بخش افکار بوديد و روح استقامت و پايداري را در جانها مي ديد، تا اين که طاغوت پهلوي را واژگون کرديد.

·         آه که از شب شلمچه چه بگويم انگار در آنجا آسمان به زمين نزديکتر بود وقتي نماز مي خواندي احساس مي کردي روي زمين نيستي روي عرشي که سجاده انداختي و نماز مي خواني اکنون مي فهمم اين روحانيون شهيد چگونه در قنوت نمازشان دستشان را بلند مي کردند که خدا اينگونه دستشان را کشيد و به آسمانها برد.

·         جبهه: مجلس بزم عاشقان بود ، سنگر: آشيانه پرواز پرستوها بود، مقاومت: تنها واژه اي که از روي رزمنده ها خجل بود، ايثار: خون ايثار بچه هاي رزمنده بر خاکشان بود ، جانباز : کبوتر شکسته بالي که هنوز به اميد پرواز نشسته است ، شهادت: شمعي بود که رزمندگان مانند پروانه به آتشش چنگ زدند ، روحاني : نخلي بود که تا آخر ايستاد حتي با قامت سوخته ، فراموشي لاله ها: آهوان سرزمينها هيچ گاه لاله ها را فراموش نمي کنند

·         آن چه از روحاني مي دانيم جز وقف زندگي خود براي هدايت معنوي مردم نيست و از اين لحاظ است که فرمودند: «مداد العلما افضل من دماء الشهداء» قلم هايي که انسان ساز است، روشنگر است، هدايت گر است، افراد احياء و در نتيجه جامعه را احيا مي نمايد.

·         سلام بر تو اي شهيد روحاني که اخلاص را معنا نمودي، سلام بر تو که عشق به خدا را معنا نمودي و درود و سلام بر تو که در لباس مقدس روحانيت خاکي بودن لباس بسيجي را در دنياي فاني که براي خيلي ها اسفل االساقلين است به اعلي عليين تبديل نمودي. سلام بر تو که ثابت نمودي که خود را از خاک دانستن و منت خود را شکستن تو را به خليفه اللهي خواهند رساند.

·         اي شهيدان روحاني آمديد و علم به دوش به مدد خميني اين سرزمين را از تاريکيهاي جهالت به سوي سرزميني که پذيراي امام عصر « عجل الله تعالي فرجه» باشد هدايت نموديد و توصيه کرديد تا آناني که بعد از شما مي آيند چنين باشند.

·         بار الها اي کاش آن روزها بودم و فداکاريهايشان را نظاره مي کردم اما چه حيف شد نبودم. چه حيف شد من نيز يکي از لاله ها نبودم اما امروز به ياد آن روزها دوست دارم با آنها حرف بزنم دوستتان دارم اي لاله ها، دوستتان دارم اي شاپرکهاي شمع هاي تنهايي و دوستتان دارم اي روحانيون دشت کربلايي، خوشا به حالتان که شربت شهادت را نوشيديد.

·         سلام بر شما 32 شهيد روحاني، سلام بر لاله هاي بوستان عشق، 26 سال پيش، آري 31 شهريور سال 1359 من نبودم، همکلاسيهايم هم نيز نبودند اما تو زاده کدام مادربودي که اين چنين در جنگ حق عليه باطل در مقابل دشمن عاشقانه جنگيدي، تا هم اکنون من و خانواده ام، در کمال آرامش زندگي کنيم، تو را چگونه معنا کنم که توانستي از نگاه هميشه منتظر مادرت دل بر کني و به جنگ بروي نگاه منتظري که هنوز چشم به راه توست چون مي داند شهيدان زنده اند الله اکبر.

·         انقلاب اسلامي کتاب سرخي بود که تفسير ناب آن از زبان پيري خردمند حضرت امام خميني « رحمت الله عليه» با نام اسلام ناب محمدي و با الهام از فرامين و روشهاي پايه گذار اسلام ناب يعني نبي مکرم و رسول اعظم حضرت خاتم الانبياء محمد بن عبدالله «صلي الله عليه» تراويد و با سخنانش سرود بيداري را خواند. هرکه مست شراب شهود و شهادت بود، جرعه اي از سبوي آن پيروز فرزانه نوشيد و در اين زمان هرچه شکوفايي ايمان و اسلام است چشمه اي است که از کوثر زلال نهضت او جوشيده است.

به قطره قطره خون پاکتان سوگند که پيام آن پير جماران و آن مرد آفتاب را آويزه گوشمان خواهيم کرد پيامي که در اين بيت شعر تجلي يافته است.                                                        يادتان باشد پيام آفتاب                 دست نا اهلان نيافتد انقلاب

·         کجاييد اي شهيدان خدايي، اي کبوتران خونين بال مي دانم کجا رفتيد و کجاييد. شما رفتيد و ما را لياقت آن نبود. شما عاشقان کجا و ما کجا و ديدن کجا در آخرين دعاي کميلي که مي خوانديد در آخرين اشکهايتان نشان عشق و وصال بود.

·          سلام بر شهيدان نوراني روحانيت شهيداني که رداي پيامبر بر خود برگزيدند و سيره پيامبري را شايسته زندگي کردن دانستند. آنان که عباي عشق و شهادت را به دوش انداختند و تا ميکده حضرت دوست به پيش رفتند تا خود را در عرش لايزل الهي پيدا کنند.

·         خوشا به حال شما که بعد از مدتي رنج انگار خداوند دو بال از آسمان براي شما فرستاد و شما به وسيله آن به سوي آسمان بيکران رفتيد.

·         اي عاشق شهيد اي پاسدار حرمت و شرف اي در لباس حوزه جنگاور و دلير اي در نهايت نقطه ترديد رهسپار گشته به ديار اوج با من بگو در سنگر حوزه و طلب کدامين نغمه هاي عاشقانه را شنيدي که اينگونه از خود بيخود گشتي، با من بگو تو از کدامين گل شهد نوشيدي که ره به ميخانه يافتي و در حوض طلب رداي شرف شستشو دادي و غسل شهادت کردي.

·         روحاني شهيد با من بگو آيا درباره آن لحظه هاي عارفانه تکرار خواهد شد با من بگو آيا آن شور و شوق مستانه از ما دريغ نخواهد شد، آيا در اين نيستاني خموش ديگر واژه اي از آن لحضه هاي ناب با شکوه زنده خواهد شد.

·         به صفاي همان روزهاي آفتابي که پا در رکاب خورشيد غزل سبز شکفتن و پرواز را با حنجره اي سرخ سرودي و رفتي و من مثنوي بلند حسرت را بر صحيفه چشم جاري کردم و شعر اشک را بر لوح دل نوشتم. آه چقدر نگاه پنجره تشنه باران است. !

·         امشب به ايوان رابطه آمده ام ودر آسمان عشق هاي پاک با ذره بين اشک ودر پس ابرهاي انتظار با قلبي شکسته وخونين شما را جستجو مي کنم .

·         اي شهيدان روحاني شما بر سر سبزه زار آزادي ايستاديد وبه افق دوردست پيروزي نگريستيد سر خوش بوديد که در نگاه امام حسين (ع) خجل نمي شويد جانتان که با ارزش ترين چيزتان بود در راه رسيدن به آرمانهاي خداي تان نديده گرفتيد

·         روحاني عزيز نمي دانم چند ساله بودي که لگام سخت دنيا پرستي را رها نمودي وعسل شيرين شهدت را چشيدي و به دنيا پرستان کوته فکر ندادي که اي آدميان دنيا بازيچه ايست در دست شما نگذاريد که شما بازيچه دنيا گرديد بد باخته ايد .

·         اي همسايه نشين حسين نمي دانم کجاي زمين پاک خرمشهر وهويزه مهران در کدام عمليات شربت شهادت نوشيد اما نمي دانم هرکجا که خون تو ريخته شده آنجا تربتش مقدس است چرا که خون پاک تو قدمهاي مبارک سالارت حسين (ع) بر تارک خاکريزه هاي جبهه مي درخشد وسرخيش در غروب جمعه اي که لبيک محبوب را لبيک گفتي ماندگار مانده است .

·         مي توانم بگويم روحانيون شهيدمان تنها برمنبر نرفته وحديث شهادت را نخواندند که عمل کردند اي شقايقهاي دشت کربلايي اي گواهان هميشه زنده تاريخ اي کساني که بند اسارت نفس عماره را گسستيد وبه عرش الهي سير کرديد .

·         سلام بر چکمه هاي خاک آلودت که بوي باروت، سلام برچفيه هاي خون آلودت. درود بر گلواژه هاي هر عشق و سلام برتکرار حضورت، درود بر لحظه هاي سکوتت، سلام بر سايه هاي وجودت؛ به تو که از سنگرهاتان بوي عود مي آيد؛ پس شهد شيرين شهادت بر شما مبارک باد.

·         اگر امروز سپاه اسلام به تمام زور گويان عالم نه مي گويد از افتخار آفريني شما است، اگر امروز حاکمان ما در برابر دشمنان نظام در سازمانهاي بين المللي با قدرت حرف مي زنند از نفسهاي مسيحاييامام و پيروزي بي قيد و شرط شما است.

·         شما شهداي روحاني، جرعه نوشان جام شهادت که پيام عاشورا را با نهايت عشق در جبهه حق عليه باطل و سنگر مقاومت و ايثار، پاسخگو بوديد ياد شهيد و جانباز را زنده نگه داشتيد و نگذاشتيد داغ فراموشي لاله ها را بجربه کنيم

·         اي شهدا دوست دارم هر روز صبح که از خواب بيدار ميشوم تصوير زيباي شما را در آئينه قلبم به تماشا بنشينم اما مي دانم که غبار دلبستگي هايم به دنيا آينه قلبم را و کدر نموده است.

·         اي مهاجران وادي نور واي مسافران ديار سرور از کدامين کوچه باغ تاريخ گذشتيد کوله بارتان لبريز از جوانه هاي سبز بهار بود وشکوفه هاي سرخ ايثار در پيشانيهاي شما نمايان بود طلوع هرسپيده امتداد حضور سپيد شما و شکفتن هر شکوفه فرياد ظهور سرخ شماست.

·         چه بگويم که عظمت روح شما آن چنان فضاي شهر ما را در آغوش گرفته که با رفتنتان دل کوير هم تپيد و 32 بار در فراق يک يک شما اشک ريخت شما بزرگيد و آينه ذهن من هم چنان در اين عصر آهن زنگار گرفته مانده است دل کوچک من نمي تواند از شما ياران هميشگي آفتاب شما که در سنگر روحانيت جان خويش را فداي رهبر وتنقلاب کرديد وشهادت دا با چشم دل لمس نموديد خداحافظي کند .

·         اي فرشتگان عرش الهي بياييد وبا بالهاي زيباي خود اين سطح گل آلود را مفروش کنيد تا ويراني هاي حاصل از جنايات اين نسل پنهان شود و32 کبوتر سفيد حريم ملکوت بيايند و ما انسان هاي حقير و دون با نگاهي نه آن طقيان زيبا دنياي خود را بسازيم تا شايد بتوانيم آخرتي بهتر براي خويش پديد آوريم واميدوارانه تر زندگي کنيم .                                                             

  


 

 
 


+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 9:17  توسط فیضی زاده  |